سفارش تبلیغ
صبا ویژن
مگه بابات تو بانک نشسته!!                           
وقتی بچه تر بودم و خواسته هام خیلی دیگه بالا می رفت و توقع های زیادی داشتم و چون خیلی خیال پرداز بودم و می خواستم اون تخیلات رو به منصه ی ظهور بنشونم مامانم می گفت دختر کوتاه بیا مگه بابات تو بانک نشسته؟! اما حالا می بینم تو بانک نشسته هاشم نمی تونستن این توقعات منو برطرف کنند!!! البته پر توقع نیستما فقط خواسته ها تخیلی منظورم بود! ولی خب به طور کل وضع این تو بانک نشسته هام چندان تعریفی نیست!

نوشته شده در  چهارشنبه 88/8/27ساعت  12:14 عصر  توسط طیبه 
  نظرات دیگران()


لیست کل یادداشت های این وبلاگ
انتقال وبلاگ
[عناوین آرشیوشده]